آرشیدا برفی!
دختر نازنینم!
امسال زمستون خیلی اروم بود ! تا 3 روزه پیش که یهو ازجلدش اومد بیرون و خودشو خیلی خوب نمایوند بهمومن!
از 3 روزه پپیش برفی که کل کشورو بشکل وسیعی پوشونده بود! تهرانو هم سفید پوش کرد!
و ما هم توی خونه رو حسابی گرم کردیم شما سرما نخوری خدای نکرده!
و امروز رفتیم حموم اومدیم زیر 2 تا پتو با 3 لایهع لباس گرم اروم خوابیدی !
مثه یه فرشته توی خواب ناز بودی!
من وقتی از تماشات سیر شدم جلوی پنجره به تماشای بارش این دونه های سفید برفی وایستادم!
نمیدونی چه حس فوق العاده ای داره!
خودت درکش میکنی! بزرگتر شدی! میفهمی درست میگم!!
پارسال این موقع که بارید نوشتم ساله دیگه خودت میبینی خداروشکر که اون روز رسید!
دیروز ما هم رفتیم توی برف و یکم برف بازی کردیم توی حیاطمون !

اینجوری دیدمت نگام نمیکردی صدات کردم خاله برفی نگام کردی!
ای خاله برفی!
آرشیدا برفی!
خدایا شکرت برای همه چیز!


آرشیدا برفی!
